چهار نقش تاریخی زنده یاد ناصر عبداللهی  چاپ
تاریخ : جمعه 24 اسفند ماه سال 1386

 اهمیت ناصر بودن/ابراهیم پشت کوهی

  چهار نقش تاریخی ناصر عبداللهی

 کوه با نخستین سنگ آغاز می شود و انسان با نخستین درد ).شاملو   (

ناصر عبداللهی صدای گرم جنوب به خواب رفت.

صاحب صدای جنوبی پر طنین و ترانه خوان موسیقی پاپ ایران در اغما ماند و خودش را به خاطره ای مبدل کرد که حافظه و حواس هر ایرانی را برای تمام زندگی در بر می گیرد.

این نوشته ی کوتاه در رثای ناصر نیست. مرثیه ای برای رفتن خواننده ی (گنوغ)نیست٬ شما را به سوگ نشستن دعوت نمی کند٬ آگهی تسلیتی یا ترحیمی هم حتا نیست. در ستایش صدای جوان رعنای هرمزگان است که موسیقی ایران مدیون اوست.

  این موسیقی پاپ است که از این پس هیچ کار تازه ای را از حنجره ی طلایی مردی که هم ایرانی بود و هم تمامی شرق را در گلویش آواز می داد نمی شنود. موسیقی ایرانی عزادار است. موسیقی ایرانی یکی از گرم ترین٬جسورترین و زنده ترین صداهای تمام سالهایش را از دست داده است و در رثایش مرثیه ی نازک غمناکی می خواند که ناصر با ترانه (ناز اتکه)برایش به ارمغان آورده بود.

اگر نصرک کبیر را پدر ترانه ی معاصر هرمزگان بدانیم و منصفی (رامی)را سر سلسله این قبیله٬ کسی که تاریخ و نوستالژی بندر قدیم را با ترانه و تمدن موسیقی جهان پیوند زد٬ ناصر عبداللهی قطعن طلایه دار خیز بلند هرمزگان در آسمان ترانه ی ایران است.

در این مجال متاثر از مرگ صاحب صدای "گنوغ" و بی ریای هرمزگان به نقش و اهمیت وی در موسیقی ایرانی اشاره می کنیم. تحلیل و جستار دقیق در آثارش بماند برای بعد و حال بهتر.

یک:ناصر عبداللهی در سالهایی که مسئولان موسیقی برای جلوگیری از نفوذ فراگیر صداها و ترانه های اکثرن فاقد معنی و محتوای خوانندگان ایرانی خارج از مرزها (موسوم به لس آنجلسی) دست به جایگزین و کپی سازی از آنان زده بودند٬ در آسمان موسیقی ایرانی پاپ ایرانی سر برآورد و نشان داد برای شنیده شدن حتما نباید صدای دیگران را تقلید کرد و در بین خیل کپی کاران٬ با صدای بم بندری اش که اصالت جنوبی را در خود داشت٬ درخشان ظاهر شد.

ناصر عبداللهی بعد از انقلاب جزو نخستین خواننده های صاحب صدا و سبک است که نه تنها تقلید نکرد بلکه بسیاری از وی متاثر شدند٬ این حضور پر طنین امکان داد که مسئولان اصراری درجه دو نداشته باشند و پیامد آن حضور صداهای مستقل و ماندگاری مثل ((محمد اصفهانی )) شد.

دو:ناصر عبداللهی در برهه ای از زمان که شعر مذهبی تنها در مداحی ها و مجالس دینی شکل می گرفت یا اگر ترانه ای خوانده می شد به دلیل سطحی بودن و فاقد کیفیت لازم بودن در محاق می ماند با ترانه های ((یا فاطمه)) و ((محمد جان)) ژانر جدیدی را به موسیقی پاپ اضافه کرد که نه تنها شعاری و سطحی و  ساده انگار نبود بلکه برعکس جذاب و شنیدنی و تاثیر کذار هم بود و بدین گونه خیل عظیمی از این سبک و سیاق بهره گرفتند و موسیقی پاپ ایرانی متناسب با اهداف اسلامی گام های بلندی برداشت . ( البته فرهاد و ترانه ی وحدتش در این میان یک استثنا به حساب می آید.)

سه:ناصر عبداللهی با حضور درخشانش در عرصه ی موسیقی پاپ ایرانی علاوه بر این که نام هرمزگان و بندرعباس را بر سر زبان ها انداخت و نگاه مردم ایران را به این خطه ی آمیخته با ریتم گرم و زنده ساخت که ستایش و احترام را در خود به همراه داشت٬ خود باوری را هم برای جوانان جویای عرصه ی موسیقی هرمزگان به همراه آورد. نمونه ی خوانندگانی که بعد از ناصر عبداللهی در عرصه ی موسیقی پاپ ایران مطرح شده اند کم نیستند. اعتماد به نفس بالای عبداللهی باعث شد که هر علاقمند به موسیقی خود را شایسته ی مطرح و موثر بودن بداند. جدا از این٬ خیل زیادی از جوانان این خطه به تاسی از وی به موسیقی روی آوردند که این مورد هم در جای خود قابل توجه و تقدیر است.

چهار:ترکیبی که ناصر عبداللهی برای ترانه هایش می ریخت از جهتی تازه و بکر بود و دلیل استقبال عظیم و اقبال بزرگش نیز جدا از صدای خاصش٬ ریتم و فضای کارش می باشد.

ترانه های عبداللهی با توجه به استفاده از گویش و ریتم بندری و معرفی نشدنش در موسیقی ایرانی بسیار شنیدنی است.

  از یک سو گویش بندری که ریشه اوستایی دارد به دلیل هم خانوادگی اش با زبان سانسکریت و ریشه های مشترک فرهنگی اش با هند به موسیقی هندی نزدیک است و از سوی دیگر به دلیل ریتم تند و ضرباهنگ شدید در گفتار و رفتار و کلام مردم هرمزگان٬ با ریتم و لحن اسپانیایی نزدیکی فراوانی دارد ٬ رفتار موسیقی اسپانیایی را نیز در خود دارد. ((عبداللهی)) با آگاهی از این امکانات و ظرفیت های موسیقیایی٬ ترانه هایش را از این سو نزدیک تر می نمود. به دلیل همین تازگی زبان با ضرباهنگ متنوع و ریتم منحصر به فرد موسیقی هرمزگان((ناصر عبداللهی)) در عالم موسیقی پاپ گل می کند. اگر چه پیش از او کسانی مثل ((مهرپویا)) از امکانات و سازهای هندی در راستای ترانه هایش بهره می گیرد اما تازگی کار عبداللهی به این دلیل است که او از امکانات فرهنگ های دیگر بهره نمی گیرد بلکه این مکان  در فرهنگ موسیقیایی خودش(هرمزگان) وجود دارد و این موضوع وی را در این زمینه نیز پیشتاز می سازد.

  در هر صورت عبداللهی چهره ای غیر قابل فراموش و تاثیر گذار در موسیقی پاپ ایران است که حضودش و سایه اش تا سالها بر این ژانر سنگینی می کند و نبودش تا سالها دریغ و درد را برای اهالی و علاقه مندان موسیقی به همراه دارد.

  شخصیت عبداللهی چنان فراگیر است که حتی اگر ناصر عبداللهی را نیز قبول نداشته باشی٬ صدا و حضور پر طنین اش را در عرصه ی موسیقی مردمی ایران نمیتوانی قبول نداشته باشی. و نبودش دنیای موسیقی را به اشک وا داشته کسی که با بغض پنجره ها حرف می زد و از دریچه جاودانگی با زندگی وداع کرد

 منبع : وبلاگ محترم سیاورشن

 

(( گنوغ ))  چاپ
تاریخ : جمعه 24 اسفند ماه سال 1386

آسمون ابری و وقت غروب
مه صدای ساحلم خاک جنوب
مه گنوغم مثل خم گنوغ موات
یه نفر صادق و بی دروغ موات
یه نفر ساده به مثل چوکلک
کسی که بلد نبوت دوز و کلک
غم عشقی تو چشوش ولو بشت
مثل کوه پر غرور گنو بشت
کسی که توی دلش خدا بشت
تو سکوت شعر ما صدا بشت
یه نفر که دل به دریا بزنت
کسی که حرفون فردا بزنت
یه نفر بچه که خیلی پیر بشت
مثل دستون خودم فقیر بشت
یه نفر که عاشقی پیشه بکنت
توی جون مردمون ریشه بکنت
  چاپ
تاریخ : دوشنبه 20 اسفند ماه سال 1386

انسان غافل  چاپ
تاریخ : دوشنبه 20 اسفند ماه سال 1386

ترانه و ملودی: زنده یاد ناصرعبداللهی

 با صدای: زنده یاد ناصر عبداللهی

  

انسان غافلن

 

اگه یک روز برسه زمین به جام آسمون.

 اگه یک روز برسه محشر و ای دنیا تموم.

 اگه یکدفه بکنت خدا ای دنیا زیر و رو.

 اگه هم جدا ندنتن زن از مرد و شو ا روز.

 انسان غافلن/والله که انسان غافلن

 

آدمی لحظه به لحظه به طرف مرده اریت.

 راهی بی همن چه بهته که وا یک خنده بریت.

 دل وا ای ثروت و ای دنیای فانی خو نبنت.

 دلخو یک لحظه وا او خالق عادل خو ببنت.

 انسان غافلن/ والله که انسان غافلن

  

آدمی که همه ی عمر فقط بی خو اگینت

 روی گنبد گناهوش با غرور و کبر انینت

 آدمی که از یه چک خونن و آبن چه اگیت؟

 وقتی هم مرد ابو خوراک صد کرم چه اگیت؟

 انسان غافلن/ والله که انسان غافلن

 

آدمی به پول انازت یا به قامت یا به زور؟

پول که بادن قامتم اشکینت و پیر ابوت و کور

 یه روزی هم مرگ اتات و روح اریت از قامتش

زیر خروار فراموشی اکردن بی تنش

 انسان غافلن/ والله که انسان غافلن

 

آدمی وقتی افهمت که دگه دیرن براش

 حالا او رو اسب تسخیرنو خشخاشن هواش

 جون اکنت تا عمر ادیت به خاطر مال و منال.

 عاقبت هم نادونه که امونت یا که زوال.

انسان غافلن/ والله که انسان غافلن

  

برگردان به فارسی

 

 اگر یک روز زمین به جام آسمان برسد

 اگر یک روز محشر شود وکار دنیا تمام گردد

 و اگر خداوند به آنی زمین را زیر و رو کند

و دیگر شب و روز و زن و مرد را از هم جدا نسازد.

 انسان غافل است/به والله که انسان غافل است.

  

آدمی لحظه به لحظه به طرف مرگ میرود

 راهی برای همه است و چه بهتر که این مسیر را با خنده به پایان ببرد

 دل به این ثروت و دنیای فانی و زودگدر نبندد.

ودل را به خالق عادل ببندد.

انسان غافل است/به والله که انسان غافل است.

 

این آدم که همه ی عمر فقط خودش را میبیند.

 بر روی گنبد گناهانش با غرور و کبر مینشیند.

آدمی که از قطره ای خون و آب تشکیل شده است چه میخواهد بگوید؟

 و آنگاه که مرد و خوراک  صدها کرم گردید چه خواهد گفت؟

 انسان غافل است/به والله که انسان غافل است.

 

با تشکر فراوان از منبع این متن http://nasserabdollahi.blogsky.com  

 

  چاپ
تاریخ : یکشنبه 5 اسفند ماه سال 1386

بعد تو ترانه مرده - واژه ها شدن فراموش

ولی هرگز - اون صدای بی بدل نمی شه خاموش

مهر علی و زهرا  چاپ
تاریخ : دوشنبه 22 بهمن ماه سال 1386

باز بیا نقره بکوب طلا بریز پولک بپاش
طره نور و غزل به گل نشسته خنده هاش
پدر خاک به آسمون سپرده دلشو
صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش
قنوت بسته آسمون به قامت ستاره
رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره نفس نفس می باره
اگه که سبزه فدک اگه می چرخه فلک
اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک
بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست
ترانه ها ترانه ها اول عشق همین جاست
بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست
ترانه ها ترانه ها آخر عشق همین جاست
باز بیا نقره بکوب طلا بریز پولک بپاش
طره نور و غزل به گل نشسته خنده هاش
پدر خاک به آسمون سپرده دلشو
صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش
قنوت بسته آسمون به قامت ستاره
رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره نفس نفس می باره

خونه  چاپ
تاریخ : شنبه 20 بهمن ماه سال 1386

یه جاى امن و راحته یه تکیه گاه مهربون
یه سر پناه مطمئن که میشناسیمش همه مون
اونجا لباى بستمون با خنده پر ثمر میشه
تو سایه سار خلوتش خستگیها به در میشه

هیچ جای دنیا واسمون مثل خونه صمیمی نیست
با هیچ کسی مثل خونه دوستیهامون قدیمی نیست
پشت دیوار هر خونه یه حادثه منتظره
تا خلوت پاکمونو به باغ رؤیا ببره

یه جاى امن و راحته یه تکیه گاه مهربون
یه سر پناه مطمئن که میشناسیمش همه مون
اونجا لباى بستمون با خنده پر ثمر میشه
تو سایه سار خلوتش خستگیها به در میشه

هیچ جای دنیا واسمون مثل خونه صمیمی نیست
با هیچ کسی مثل خونه دوستیهامون قدیمی نیست
پشت دیوار هر خونه یه حادثه منتظره
تا خلوت پاکمونو به باغ رؤیا ببره

راز  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 27 دی ماه سال 1386

یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
دل من از نژاد عشق
از تو و از ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مثل سکوت تلخ پاییز
رنگ پرنده غریبم
من از نژاد آسمونم
میون این همه ستاره
من یه شهاب بی نشونم
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی

کودکان خیابانی  چاپ
تاریخ : دوشنبه 24 دی ماه سال 1386

دو تا چشم بی تکلّف
یه صدای خشک زخمی
یه نگاه بی ستاره
دو تا دست پینه بسته
دو تا پای خرد و خسته
که دیگه رمق نداره

از سر صبح تا دل شب
میپیچه صدای گاری
تو گوش کر خیابون
توی گرما زیر آفتاب
توی سرما زیر بارون
سر چهارراه دور میدون

میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماها
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااااااااااا ...

پیشتون مثل یه برّه ست
سر به زیر و رام و آروم
دنیا با این همه گرگیش
توی این معرکه میدون
کوچیکه قد یه کوچه
با نهایت بزرگیش

توی مشتاتون اسیره
مثل بازیچهء کوکی
که تو دست این و اونه
اگه مردی مونده باشه
توی بازوی شماهاست
جون هرچی پهلوونه

میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماها
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااااااااااا ...


کوچیکین امّا بزرگین
هرچی سختیا زیاده
همّت شما بلنده
توی این دوره زمونه
خیلی حرفه که یه بچه
کمر مردی ببنده
دل آسمون میریزه
وقتی لبهاتون میلرزه
امّا گریه رو میخندین
کوچیکین امّا بزرگین
به خود خدا قسم که
شماها یه پارچه مردیـــــــــن

میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماها
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااا
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااا
میخوام از شما بخونم
شما که غریبه هستین
پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه
دستاتون رو هدیه کردین
به نگاه سرد ماهااا

دلتنگ  چاپ
تاریخ : یکشنبه 23 دی ماه سال 1386

دل تنگ دل تنگم بی تاب بی تابم
بیدار بیدارم امشب نمیخوابم
از تو چه پنهان خواب تو را دیدم
از ترس بیداری با گریه خندیدم
از تو چه پنهان پروانه دلگیره
امروز راهی شو فردا دیگه دیره
دل تنگ دل تنگم بی تاب بی تابم
بیدار بیدارم امشب نمیخوابم

بارون نمیباره تو این کویر درد
بانوی شبنم کُوش به خونمون برگرد
به خونمون برگرد بانوی بیداری
تو که گل رو دامنت داری
خورشید و میبردن تو گریه میکردی
تعبیر خوابم شد این که تو برگردی
دل تنگ دل تنگم بی تاب بی تابم
بیدار بیدارم امشب نمیخوابم

تنها  چاپ
تاریخ : یکشنبه 23 دی ماه سال 1386

نه صدای پا میاد
نه زنگ در ، نه تلفن
صبر من تموم شده
دیر نشده کاری بکن

دل این کُلونِ دَر
می زنه ، اما بی صدا
دلهره یه عالمه
نَفَس یه آهِ بی هوا

دم به دم یه حرفی باز
میاد می شینه توُ گَلوم
همه جمع می شه واسه
وقتی نشستی رو به روم

نمی شه رو تو حساب کرد
مثِ آفتاب زمستون
میری بی خبر ، نگفته
میشی باز دوباره مهمون

نمی شه حتی کـَمـِت کرد
از تو جمع دلخوشی ها
تو نباشی دیگه از ما
چی می مونه جز یه تنها !؟

نه هوای جاده ها
نه کوچه و خیابونا
نه غم پیاده رو
نه گریه های ناودونا

نه سکوت سرد پارک
نه سقف دلگیر خونه
تو که نیستی به دلم
حتی غم هم نمی مونه

باشه هر چی تو می خوای
هر جوری که تو راحتی
تو پری قصه ها
نمی شی یار پاپتی

نمی شه رو تو حساب کرد
مثِ آفتاب زمستون
میری بی خبر ، نگفته
میشی باز دوباره مهمون

نمی شه حتی کـَمـِت کرد
از تو جمع دلخوشی ها
تو نباشی دیگه از ما
چی می مونه جز یه تنها !؟
... جز یه تنها ... جز یه تنها

حکمت  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 19 دی ماه سال 1386

همه نقاشی شدیم
با دستای تو مهربون
دوتا رو با هم کشیدی
یکی رو بی همزبون
به یکی نونوایی دادی
به یکی یه لقمه نون
به یکی صد تا نشونه
یکی بی نام و نشون
به یکی قصر طلایی
به یکی گوشهء پارک
یکی دوتا چتر داره
یکی مونده زیر بارون

بالای نقاشیتو دادی به هرکی پول داره
ولی با این همه پول هیچکی محبت نداره
پایین نقاشیتم دورسته پولی ندارن
امّا چهرهء اونا عشقو به یادم میاره
ای خدا کاری بکن از آدمای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره
ای خدا کاری بکن از آدمای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره

همه نقاشی شدیم
با دستای تو مهربون
دوتا رو با هم کشیدی
یکی رو بی همزبون
به یکی نونوایی دادی
به یکی یه لقمه نون
به یکی صد تا نشونه
یکی بی نام و نشون
به یکی قصر طلایی
به یکی گوشهء پارک
یکی دوتا چتر داره
یکی مونده زیر بارون

بالای نقاشیتو دادی به هرکی پول داره
ولی با این همه پول هیچکی محبت نداره
پایین نقاشیتم دورسته پولی ندارن
امّا چهرهء اونا عشقو به یادم میاره
ای خدا کاری بکن از آدمای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره
ای خدا کاری بکن از آدمای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره

 

بی همتا  چاپ
تاریخ : دوشنبه 17 دی ماه سال 1386

**********************

دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ
حس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم

دل سادهء اونی که تنها
تو براش بودی تموم دنیا
حالا خونهء غمه تو این شبهــــااا
میدونم همه دلم اسیره
آخه عشق تو مثل کویره
تب تشنگی میمونه تو لبهــــااا

ما همه نسلامون جوونه
دلامون دریا
بیا با هم رها بشیم
از همه این دنیا
دلو از این قفس رها کن
قفس غمهـــــــا
نگو عاشق شدن دروغه
خوابه و رویـــــــااا

دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ هس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم

دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ
حس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم

دل سادهء اونی که تنها
تو براش بودی تموم دنیا
حالا خونهء غمه تو این شبهــــااا
میدونم همه دلم اسیره
آخه عشق تو مثل کویره
تب تشنگی میمونه تو لبهــــااا

ما همه نسلامون جوونه
دلامون دریا
بیا با هم رها بشیم
از همه این دنیا
دلو از این قفس رها کن
قفس غمهـــــــا
نگو عاشق شدن دروغه
خوابه و رویـــــــااا

دل اگه خونهء غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پُرِ
حس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم

تو رفتی  چاپ
تاریخ : دوشنبه 17 دی ماه سال 1386

تو رفتی و دل من شب دلواپسی شد
تو بهت تلخ غربت اسیر بیکسی شد
تو با حس غرورت منو درهم شکستی
مث یه بغض سنگین توی صدام نشستی

بعد تو گریه هامو برای کی بخونم
تو جاده چش به راه چه کس باید بمونم
واسه من زنده بودن دیگه معنا نداره
شب دلتنگی من طعم فردا نداره

تو رفتی از غم تو شده ابری حواسم
من از بی تکیه گاهی همیشه می هراسم
دلم تنگه برای روزای با تو بودن
نمی دونی چه سخته تو غربت ذل سپردن

تو رفتی و دل من شب دلواپسی شد
تو بهت تلخ غربت اسیر بیکسی شد
تو با حس غرورت منو درهم شکستی
مث یه بغض سنگین توی صدام نشستی

یکی از همین روزا  چاپ
تاریخ : دوشنبه 17 دی ماه سال 1386

یکی از همین روزای گم شده
یکی از همین روزای بی نشون
تو همین ثانیه های در بدر
تو همین دقیقه های نیمه جون

تو میای میای به دادم میرسی
تو میای که گریه خوابم نکنه
شب خستگی به رویم نرسه
صبح آینه جوابم نکنـــــه

تو همین شبای بی تو بی سحر
تو میای ستاره در بدر نشه
تو میای آینه آروم بگیره
شب عاشقا با گریه سر نشه
تو که بودنت امید زندگی
تو که دیدنت دلیل بودنه
از تو گفتن اسم و رسم عاشقا
از تو خوندن همهء عشق منه
از تو خوندن همهء عشق منه

عمریه پنجره های خونه رو
به هوای دیدنت وا میکنم
توی نقره ریز اشک و آینه
تو رو گم نکرده پیدا میکنم
تو رو گم نکرده پیدا میکنم

تو همین روزا به دادم میرسی
تو همین روزای بی تو بی نشون
تو همین ثانیه های در بدر
تو همین دقیقه های نیمه جون
تو همین دقیقه های نیمه جون
تو همین دقیقه های نیمه جون

منو ببخش  چاپ
تاریخ : دوشنبه 17 دی ماه سال 1386

منو ببخش
که ندیده می گرفتم
التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش
که گرفتم جای دست عاشقتو
دست عشق دیگرونو
لایق عشق بزرگ تو نبودم
خورشید بانو
غافل از معجزه تو شد وجودم
اسیر جادوت

منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هرجا دلت رو می شکستم
منو ببخش منو ببخش
منو ببخش منو ببخش

فصل بهار  چاپ
تاریخ : دوشنبه 17 دی ماه سال 1386

نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

وقتی که تُمدی نگاهت اُمکه عاشقت بودُم
تیر نگاهت ایخا تو قلبُم لَرزی وجودُم
نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

اَرِم به صحرا مه وا خود تو فصل بهارِن
اَرِم تو باغون اَکنِم گردش که گلعُزارِن
نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

ای نازنینُم اى مونس دل اُمید جُونُم
فصل بهارِن دشت لاله زارن مبَر ز یادُم
نارِت ز یادُم اُو لحظه ئونی که با تو بودُم
آتش عشقت تو دامن ایزه به تار و پودُم

 

بوی شرجی  چاپ
تاریخ : دوشنبه 17 دی ماه سال 1386

اهل باران،اهل دریا
اهل اندوه غروبیم
از دیار شعروشرجی
ازکویروازجنوبیم

از کویر صاف وساده
ازجنوب خردوخسته
سرو آزادی تکیده
بال پروازی شکسته

خسته ایم اما نه خاموش
شاعر دریاودردیم
مرد مردستان بندر
مردمیدان نبردیم

روز عشق وآتش وخون
مردی مردانه ماییم
بادل خسته دلیریم
بالب بسته صداییم

اهل خاک تشنه اما
دل به دل دریاترینیم
باصداقت همصداییم
باسخاوت همنشینیم

همنشین ماه ودریا
هم هوای بوی شرجی
شروه خوان بغض بندر
آشنای بوی شرجی

ترانه نازتکه  چاپ
تاریخ : سه شنبه 27 آذر ماه سال 1386

ای عشق تو ایمونم
از عشق تو بیجونم
ای مرهم دردونم
جانانه تو نازتکه
توم گفت که دلنوازی
شهزیو ر و شهنازی
با ما تو مکن بازی
جانانه تو نازتکه

نازتکه و نازتکه تو به مه گدازتکه
نازتکه و نازتکه جانانه تو نازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه

توم گفت که دلم خونن
دیوونه و مجنونن
هر لحظه پریشونن
هر لحظه پریشونن
جانانه تو نازتکه
ای جان گدازتکه

نازتکه و نازتکه تو به مه گدازتکه
نازتکه و نازتکه تا جان گدازتکه

ای سرور و سلطانم بین ناله پنهونم
ای سرور و سلطانم بین ناله پنهونم
ای دیده ی گریانم  دیده ی گریونم
از بس که تو نازتکه تا جان گدازتکه
از بس که تو نازتکه ای جان گدازتکه

 

بهانه  چاپ
تاریخ : دوشنبه 26 آذر ماه سال 1386

ستاره بود ، غزل بود
ترانه بود و تو بودی
هزار حادثه ، اما
بهانه بود و تو بودی

تو بودی و شب قصه
تو بودی و تب پرواز
هزار آینه فریاد
هزار پنجره آواز

شب از تو شعر دوباره
شب از تو باغ ستاره
به اعتبار تو روشن
من و چراغ ستاره

حضورم از تو همیشه
سکوتم از تو صدا بود
تو آسمون ترانه
پرنده بود و رها بود

گذشتی از شب قصه
گذشتی از شب آواز
نه از ستاره شنیدی
نه گفتی از تب پرواز

نه گفتی از شب گریه
نه گفتی از منِ بی تو
در این حضور خیالی
چگونه ماندنِ بی تو

ستاره بود غزل بود
غزل نبود و تو بودی
تویی که از تو نوشتی
تویی که از تو سرودی

بندرعباسی  چاپ
تاریخ : دوشنبه 26 آذر ماه سال 1386

(استاد صالح آتون)
پشت باغ مولوی
پهلو لولهء هُوی
پشت باغ مولوی
پهلو لولهء هُوی
آدرس خونت شدادن
مه هندم تو نخوی
آدرس خونت شدادن
مه هندم تو نخوی
یارم هندن از سفر
مه که امنینن خبر
یارم هندن از سفر
مه که امنینن خبر
هوای بندر چه گرمن
تبرم بالای کپر
هوای بندر چه گرمن
تبرم بالای کپر

(زنده یاد ناصر عبداللهی)

ای یار ای یار یار بالا بدو
ای یار ای یار یار بالا بدو
ای نازنین یار همی حالا بدو
ای نازنین یار همی حالا بدو

گردن غزالی مه گرفتارتوم
گردن غزالی مه گرفتارتوم
جای تو خالی همی حالا بدو
جای تو خالی همی حالا بدو

(استاد صالح آتون)

چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار

(زنده یاد ناصر عبداللهی)

چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار

(استاد صالح آتون)

او که نه جارن همیشه, پیک بهارن همیشه


(زنده یاد ناصر عبداللهی)

بگه بخونه، تو خونه مونه، شبا ستاره که میشه
(دو صدایی)
چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار

(استاد صالح آتون)

پشت باغ مولوی
پهلو لولهء هُوی
پشت باغ مولوی
پهلو لولهء هُوی
آدرس خونت شدادن
مه هندم تو نخوی
آدرس خونت شدادن
مه هندم تو نخوی
یارم هندن از سفر
مه که امنینن خبر
یارم هندن از سفر
مه که امنینن خبر
هوای بندر چه گرمن
تبرم بالای کپر
هوای بندر چه گرمن
تبرم بالای کپر


(زنده یاد ناصر عبداللهی)

ای یار ای یار یار بالا بدو
ای یار ای یار یار بالا بدو
ای نازنین یار همی حالا بدو
ای نازنین یار همی حالا بدو

گردن غزالی مه گرفتارتوم
گردن غزالی مه گرفتارتوم
جای تو خالی همی حالا بدو
جای تو خالی همی حالا بدو

(استاد صالح آتون)

چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار

(زنده یاد ناصر عبداللهی)

چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار

(استاد صالح آتون)

او که نه جارن همیشه, پیک بهارن همیشه


(زنده یاد ناصر عبداللهی)

بگه بخونه، تو خونه مونه، شبا ستاره که میشه
(دو صدایی)
چشم انتظارن یار
دل بیقرارن یار
پشت ستونن یار
دلش چه خونن یار


با تشکر از آقای
 سپهر اسماعیلی

بهت نگفتم  چاپ
تاریخ : یکشنبه 25 آذر ماه سال 1386

بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم
بی تو دارم کم میارم
بهت نگفتم تاحالا
که بدجوری عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت می گم

داری کجا ها می کشی
با این دل در به در و
قشنگ مهربون من
اینجوری از پیشم نرو

بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اینکه چقد آرزومه
پیش چشات کم نیارم

دلم می خواد باور کنی
از ته دل می خوام تو رو
وقتی می گم بمون , بمون
وقتی می گم نرو , نرو

بری هزار سالم بشه
چشم انتظارت می مونم
بازم برای دل تو
ترانه هامو می خونم
خودت می دونی که تورو
از دل و از جون میخوامت
لیلی عشق من شدی
من مثه مجنون می خوامت

بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم
بی تو دارم کم میارم

بهت نگفتم تا حالا
که بد جوری عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت می گم

دلم می خواد باور کنی
از ته دل می خوام تو رو
وقتی می گم بمون , بمون
وقتی می گم نرو , نرو